مرغزار

طرح روی جلد کتاب مرغزار
نام کتاب مرغزار
نویسنده
مترجم

دانلود کتاب

گزیده‌ای از این کتاب

«جورج، کاش نگاهی به اتاق بازی می‌انداختی.»

«چطور، چه شده؟»

«نمی‌دانم.»

«خوب، پس چی؟»

«فقط می‌خواستم نگاهی بیندازی، و یا اینکه یک روانشناس صدا کنی نگاهی به آنجا بیندازد.»

«روانشناس چکار به اتاق بازی دارد؟»

«خودت خوب می‌دانی به اتاق بازی چکار دارد. مسئله فقط این است که حالا اتاق بازی با گذشته فرق دارد.» همسرش وسط آشپزخانه ایستاد و نگاهی به اجاق انداخت که فرفر صدا می‌کرد و مشغول آماده کردن شام برای چهار نفرشان بود.

«بسیار خوب. برویم ببینیم.»

نظرات نیرو گرفته از Disqus